* بسیاری از بناها و شهر های قدیمی که از نظر فرم ظاهری حداکثر در حد متوسط هستند از نظر تاریخی چندان اهمیتی ندارند به نظر ما زیبا به نظر می رسند پیتر اسمیت این واقعیت راچنین تفسیر می کند انسان که به فانی بودن خویش واقف است در طول زمان همیشه آرامشش را در آثاری هنری جستجو کرده که نمودی از ماندگاری در خود داشته باشد تا بتواند گذر زمان را به عنوان چیزی قابل قبول به او نشان دهد قدمت ساختمان به عنوان نمادی از جاودانگی می تواند در این مورد اثری مثبت در فرایند احساس زیبایی ما داشته باشد .

*بافت شخصیتی انسان می تواند اثری مستقیم بر روی احساس زیبایی شناختی او داشته باشد اچ جی ایزنک با استناد به نظریه یونگ در تأثیر آن چنین می گوید اشخاص درون گرا در مقابل مقدار کمی اطلاعات زود تر عکس العمل نشان می دهند تا افراد برون گرا افراد درون گرا قادر به ادراک سریع ترپیچیدگی هستند و به همین جلب رضایتشان سهل تر است اشخاص درون گرا نوعی از معماری شهری را ترجیح می دهند که در آن نظم و تعادل به نحوی حاکم باشد سیریل برت گذشته از تقسیمات درون گرایی و برون گرایی معتقد به تقسیم بندی شخصیت به پایدار و ناپایدار نیز است کسانی که دارای شخصیت پایدار و درون گرا هستند خواستار نظمی قابل روئیت و تمایلی به حرکت و بیان احساسی ندارند آنها به هر چیزی باحفظ فاصله ای روشنفکرانه روبه رو می شوندافرادی با شخصیت پایدار و برون گرا توجهی به تجرد و سادگی طرح ندارند برای این عده عملکرد مهمترین نقش را ایفا می کند ، گروهی که شخصیت برون گرا و ناپایدار دارند بیشتر خواستار تحرک و جسارت هستند.

* یکی از مهمترین عوامل روانی و اجتماعی است که بر احساس زیبایی شناختی ما اثر می گذارد مدل فرهنگی حاکم است به طور مثال می توان از مد یا سبکی که در این زمان پذیرفته شده است نام برد اغلب برای ما مشکل است که زیبایی هنری را که از محیط های فرهنگی دیگر هستند بپذیریم در واقع سخن در این است که انسان به وسیله حواس پنج گانه اطلاعاتی از محیط دیارفت می کند ( عوامل اجتماعی و روانی مانند شخصیت فردی و تجارب شخصی ) در تجزیه و تحلیل ایفای نقش می نمایند (تقی زاده، .(۵-۴ : ۱۳۸۲